عید 94 بندرعباس از دریچه دوربین
با رسیدن مان تا آماده شدن اتاق ها، ساعتی را در لابی هتل به انتظار می نشینیم.پس از تحویل اتاق و گذاشتن چمدان ها و وسایل مان به طرف رستوران می رویم.عصری برنامه خاصی را تدارک ندیده ایم مگر برای گشت و گذاری مختصر در مراکز خرید پردیس 1و2 و در نهایت صرف شام در فضای باز رستوران پایاب.از آنجائیکه در این سفر همکاران خانم هم همسفرمان بودند و خانم های محترم ، هیچ چیزی را بر بازارگردی و خرید ترجیح نمی دهند به همین خاطر سعی کردیم برنامه ریزی ها بصورت سلیقه ای باشد تا گروهی. من و همکار عزیزم آقای مهندس باوقار که هم اتاقی بودیم سعی کردیم برنامه هایمان را با هم هماهنگ کنیم.بدین منظور برنامه روز دوم سفرمان را با گشتی در ساحل زیبای کیش و خیابان ها و بوستانهای اطراف و برنامه عصرمان را بازدید از جاذبه های دیدنی و تاریخی جزیره آغاز کردیم.
یکی از ابتکارهای خوب هتل های کیش این است که با نام نویسی افراد متقاضی و دریافت هر نفر 5000تومان، برای مسافران یک تور کیش گردی همراه با یک راهنمای باتجربه در هر ماشین امکان دسترسی مسافران به دور جزیره را بهتر فراهم کنند.البته لازم به توضیح اینکه ماشین ها از مینی بوس است که در گروهای 20تا 22نفره میباشد.ما هم از این فرصت استفاده کردیم و با پرداخت 10000تومان(البته 2نفره) با یکی از این تورها همسفر شدیم.تایم ما از ساعت 3تا6 عصر بود.طبق برنامه ساعت 3بعد از ظهر، حرکت مان آغاز میشود. آقای مرتضی قانونی، راهنما و لیدر جوان گروه ، توضیحات لازم و نحوه بازدید ها، تایم بازدیدها و چگونگی استفاده از فرصت ها را برای گروه تشریح می کند.اولین مکان بازدیدمان ، انجیر معابد(درخت لور) است.
انجیر معابد یا همان لور جزیره کیش به عنوان گنجینه ای طبیعی، جذاب و زیبا میباشد که عمر آن به 500تا 600سال برآورد شده است.بر تنه این درخت، گره هایی از پارچه و نخ زده شده است که به نوعی جنبه مقدس به آن میدهد.اهالی اعتقاد دارند که این درخت شگون دارد.درخت لور یا انجیر معابد معروف ترین درخت جزیره است.نحوه رشد این درخت به گونه ای ست که در ابتدا تنه است ولی با رشد شاخه های آن به سمت زمین آویزان می شوند و بعد از مدتی در خاک فرو می روند که این شاخه های در خاک فرو رفته خود به یک تنه جدید تبدیل میشوند.این روند آن قدر ادامه می یابد که یک درخت چندین ساقه داخل زمین خواهدداشت.البته این گونه در جاهای دیگر بخصوص در شهر بندرعباس هم وجود دارد و از رشد بسیار خوبی برخوردار می باشد.

دومین مکان بازدیدمان از شهر قدیمی و تاریخی حریره است. ویرانه هایی ست مربوط به سده 5 تا 10ه.ق.که در جاده کرانه،شمال ساحل کیش و در کنار مجموعه ورزشی المپیک ،واقع شده است.وسعت این شهر باستانی حدودا" 120هکتار است.محوطه باستانی حریره، بر اساس نتایج کاوشهای باستان شناسی انجام شده تا امروز از مجموعه ساحلی و خانه اعیانی ، حمام ، مسجد و قنات های قدیمی تشکیل شده است.این اثر به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
سومین مکان بازدیدمان ، خانه مردم شناسی بومیان جزیره کیش میباشد.بنایی ست با قدمت 200سال، در قدیمی ترین محله جزیره کیش بنام سفین قدیم واقع شده است.

این خانه قدیمی در زمینی به مساحت یک هزار و دویست متربع که دارای 15اتاق و دو حیاط که یکی مجلسی و دیگری حیاط خانوادگی بوده که حیاط مجلسی آن مخصوص مهمانان و مرد نامحرم به ویژه غریبه هاست که از یک در اختصاصی و یک اتاق تابستانی و یک اتاق هم زمستانی و تعدادی انبار و یک حلقه چاه برخوردار است و حیاط دیگر این خانه که مخصوص خانواده بوده و مردان غریبه و نامحرم حق ورود به آن را نداشته اند و هر کدام از این حیاط ها برای خود درب ورودی جداگانه ای در نظر گرفته شده است. معماری آن کاملا" از سبک بومی برخوردار است.این خانه به منظور معرفی تاریخ، فرهنگ، آداب و رسوم، معیشت و صنایع دستی منحصر به فرد بومیان کیش ، به خانه مردم شناسی بومیان کیش تبدیل شده است، که نمادی از اصالت و مهمان نوازی مردمان این جزیره است.


صاحب اصلی این خانه مرحوم حاج عبدالله بن شاهین، شخصیت معروف و محبوب کیش در 80سال گذشته، تاجر مروارید و صاحب یکی از بزرگترین لنج های بادبانی آن زمان بوده که به حرفه نجاری و لنج سازی نیز مهارت داشته ،این منزل از سه نسل قبل از خود به ارث برده است.این منزل پس از موافقت صاحب آن و اخذ مجوز لازم از سازمان منطقه آزاد کیش در فروردین ماه 93 با نام خانه مردم شناسی بومیان کیش آغاز به فعالیت نموده است.
« بیت الافروخ » مکتب خانه: خانه مردم شناسی برای بومیان نسل گذشته کیش به ویژه اهالی سفین قدیم، منزلت و جایگاه ویژه ای دارد، زیرا اغلب آنها مکتب خانه و فراگیری قرآن را در آن گذرانده و در واقع این مکتب خانه حکم مدرسه محله سفین را در گذشته است.
اتاق مهمان مردان: یک اتاق تابستانی است که با برخورداری از بادگیرهای تاقچه ای در بخش حیاط مجلسی خانه قرار دارد و مختص مهمانان مرد بوده که به خانه می آمدند و نشان از مهمان نوازی مردمان بومی جزیره میباشد،جلوی این اتاق سایبانی از برگ های درخت نخل خرما قرار دارد که در تابستان استفاده می شد.
« بیت العود» اتاق خواب: اتاق خواب اصلی که خاص صاحب خانه بوده و با آینه های بزرگ و کوچک و تاقچه های آن با ظروف چینی و اشیاء زینتی تزئین شده و محتوی وسایلی از قبیل صندوق های چوبی، رادیو و تلویزیون قدیمی با قدمت 40سال و یک تخت دو نفره چوبی با قدمت 80سال که صاحب خانه از سفرهای خود به هندوستان خریداری کرده است.این اتاق هم مانند دیگر اتاق ها از حمام مخصوص به خود برخوردار است.
« بیت القهوه» اتاق مهمانان زن: اتاقی که مخصوص پذیرایی از زنان محله و مهمان که به این خانه تردد می کردند.جدای از مردان، زنان هم همه روزه چه به عنوان دید و بازدید و چه به عنوان مهمان به خانه رفت و آمد داشته اند.بیت القهوه به علت اینکه یک قسمت از اتاق مخصوص مخصوص تهیه قوه و چای مهمانان بوده به این نام معروف است.
«الفرشه» حجله: یکی از اتاق خواب های مهم و قدیمی این خانه به منظور نشان دادن آداب و رسوم ازدواج بومیان کیش به عنوان حجله در نظر گرفته شده،در فرهنگ بومیان ، حجله در خانه عروس آماده می شد و یکی از اتاق های خانه را به صورت کامل با پارچه های رنگی پوشانده می شد و با آینه های بزرگ و کوچک و دیگر وسایل تزئین آن زمان آراسته می شد و عروس و داماد زندگی مشترک خود را در آن شروع میکردند و حدود یک ماه پابرجا بود.
سیم(تخت خواب تابستانی):تخت خواب تابستانی که با چوبهای صندل و شاخه های بهم بافته نخل با ارتفاع5/1متر ساخته می شد و شبهای تابستان جهت استراحت و خواب مورد استفاده قرار می گرفت.این خانه هم در قدیم دو سیم داشته که یکی از آنها به همان سبک قدیم آن بازسازی شده است.
بخار(انبار مواد غذایی):با توجه به اقتصاد خودمصرفی بومیان کیش وشرایط جزیره ای کیش، واحد مسکونی باید قابلیت نگه داری مواد غذایی مورد نیاز خانواده در طول سال را دارا باشد.بطور کلی به انبار بخار گفته میشود و در آن برنج ، آرد، خمره های ماهی شور، صندوق های ماهی خشک شده و دیگر مواد غذایی در آن نگهداری میشود.
بخار(ابزار صید و شناورها): از آنجائیکه صاحب خانه خود دارای یکی از لنج های بادبانی 80سال پیش کیش بوده که صید مروارید و سفرهای هند و آفریقا، ازآن استفاده می کرده،دو اتاق از اتاق های بزرگ این خانه اختصاص به انبار ابزار و صید و شناور داشته و تمام تجهیزات لنج، ابزار غواصی و صید مروارید و ماهیگیری در آن نگهداری می شد.
بخار الهوش(انبار علوفه گاو و گوسفند): در معیشت بومیان کیش، دامداری و پرورش گاو و گوسفند جهت استفاده از لبنیات و گوشت آنها، از جایگاه خاصی برخوردار بوده و همچنین دارای جنبه مذهبی نیز بوده ، زیرا وجود دام جهت قربانی ، عقیقه و غیره، ضروری بوده و اکثر بومیان در خانه های خود گاو و گوسفند پرورش می دادند.در این خانه هم تعدادی گاو و گوسفند نگهداری می شده که یکی از اتاقهای خانه جهت نگهداری علوفه و غذای دام استفاده می شده است.
همانطوریکه قبلا" هم قول داده بودم، قرار شد امکان تاریخی و دیدنی شهر بندرعباس را جهت اطلاع دوستان و بازدیدکنندگان عزیز معرفی کنم.در اینجا بصورت کلی نام خواهم برد و هر کدام را جداگانه در قسمت های مختلف، به توضیحات کامل تر از آنها خواهم پرداخت.
« 1.موزه مردم شناسی خلیج فارس2.موزه آب بندرعباس 3.حمام گله داری4.مسجد گله داری 5.خانه گله داری 6. عمارت کلاه فرنگی 7. مسجد جامع دلشگا 8. معبد هندوها 9. مجموعه برکه های باران(آب انبارها)10 . حمام گپ (حمام بزرگ) 11.بادگیر منبر گپ12. مسجد صحراباغی13. مسجد کوفه14. بازارها و مجتمع های تجاری شهر بندرعباس...ساحل و بوستان های ساحلی ...اسکله ها و بنادر بندرعباس...
در این پست فقط به معرفی موزه مردم شناسی خلیج فارس و موزه آب بندرعباس اکتفا خواهم کرد و در پست های بعدی به معرفی سایر آثار نامبرده شده ی بالا خواهم پرداخت.
«موزه مردم شناسی خلیج فارس»:
موزه مردم شناسی خلیج فارس ، یکی از بزرگترین موزه های مردم شناسی در جنوب ایران است که در شهر بندرعباس قرار دارد.این موزه که در محوطه تاریخی برکه های باران در محله 22بهمن نرسیده به چهار راه جهانبار قرار دارد، در سال 1386افتتاح شد که در 3طبقه با زیربنای 2هزار و 400مترمربع ساخته شده است.طبقه همکف به فضای عمومی، خدماتی،کتابخانه تخصصی و نمایشگاه اختصاص دارد، در طبقه دوم به بخش مردم شناسی که شامل بخش بازار سنتی، آزاد سازی قلعه هرمز، صید و صیادی اختصاص داده شده و طبقه سوم نیز به بخش باستان شناسی که به غنای فرهنگی،تاریخی استان هرمزگان پرداخته است. این موزه به دلیل قرار گرفتن در سایت تاریخی و ثبت شده برکه های باران، پتانسیل های ارزشمندی برای ایجاد یک پارک موزه ای فعال در بندرعباس به وجود آورده است که هم اکنون نیز کار بازسازی آن در دست اقدام است.
معماری موزه: ساختمان موزه خلیج فارس نمونه ای ارزشمند از معماری جنوب ایران است،که برگرفته از معماری سنتی هرمزگان بوده و دیوار های پشت بند، در و پنجره های چوبی و بادگیر از عناصر با ارزش معماری سنتی منطقه است.

بخش مردم شناسی به بخش های بازار سنتی،آزاد سازی جزیره هرمز از دست پرتغالی ها و صید و صیادی اختصاص دارد.

بخش باستان شناسی: در بخش پیش از تاریخ، اشیایی از جنس سفال، سنگ، فلزاتی چون مس، برنز و آهن وجود دارد.ظروف سفالی،ظروف سنگی از جنس سنگ صابون و مرمر، مجسمه،ابزار و تیغه های سنگی و سفالی که تیغه های سفالی برای نخستین بار در دی ماه 86 در لایه نگاری تم مارون رودان کشف شده که تا کنون در ایران و جهان ، نمونه مشابه آن گزارش نشده است.سرپیکان و سرنیزه های جنس برنز و نیز تعدادی از برنزهای لرستان نیز در میان آنها به چشم می خورد.این اشیاء به هزاره سوم پیش از میلاد تا هزاره اول پیش از میلاد است.

در بخش دوره تاریخی، اشیای سفالی، سنگی، فلزی به معرض نمایش گذاشته شده است که شامل ظروف سفالی، ریتون سفالی، زیورآلات از جنس سنگ های قیمتی، سرپیکان برنزی میباشد که عموما" مربوط به دوره اشکانی و ساسانی است و از مناطق بشاگرد، میناب و رودان و حاجی آباد بدست آمده است.


در بخش دوره اسلامی، اشیای سفالی، فلزی، چینی، سبز بیدی(سلادون) و چوبی شامل ظروف سفالی چینی سبز بیدی و آبی و سفید، خنجرهایی از جنس نقره، جعبه های آرایشگری، عطر دان به معرض نمایش گذاشته اند که مربوط به دوره های مختلف اسلامی از سده های اولیه تا قاجاریه است.

بخش سکه :در این بخش سکه هایی از جنس نقره، نیکل، برنز، مس مربوط به دوره های سلوکی(جانشین اسکندر در ایران) ساسانیان، اموی، ایلخانی، تیموری، آق قویونلو، صفوی، قاجاری و پهلوی به نمایش گذاشته شده است.سکه ها از قدیمی ترین آنها تا اواسط قاجاریه ضربی بوده و از اواسط قاجاریه به بعد ماشینی است و محدوده زمانی 2هزار و 300سال قبل تا 50سال قبل را شامل میشود.
«منبع.http/fa.wikipedia.org»
« موزه آب بندرعباس »
شرکت آب منطقه ای هرمزگان، در مجموعه موزه آب بندرعباس، دو برکه گرد و طولی به منظور نمایش اشیاء و سالن نمایش تابلوهای عکس و همچنین فضا های روباز طراحی نموده که در آن از المانهایی همچون گاو چاه، آب انبار، پل ،سد،و چاههای لافت استفاده شده است.اشیای قدیمی همچون جعله، کندر،چرخ چاه، وسایل حفر قنات، انواع جام های آب، کوزه های مخصوص حمل آب و دیگر وسایل سنتی تهیه آب، در موزه آب هرمزگان به نمایش گذاشته است.موزه آب به سبک زیبایی بازسازی شده و در آن انواع جهله (کوزه)، انواع خمره به نام (گروشی) ، خمره های سنگی ، پایه مشک، و تصاویری از ظروف آب و گاو چاه و چاه چرخ گاوی به نمایش گذاشته شده است.این موزه محل مناسبی برای شناخت آثار و ابنیه های تاریخی در زمینه های مختلف مربوط به آب است.ایجاد و راه اندازی موزه آب یکی از راه های ارائه و نمایش تلاش و سخت کوشی انسان ، در حفر چاه های آب و قنات و همچنین حفظ ارزش این میراث کهن، نگهداری و شناساندن ابزار و اشیاء مربوطه به حفر آن میباشد.در ابتدای ورودی به محوطه گنجینه، گاو چاه قرار داشته که الهام گرفته از تکامل یافته ترین گاوچاه های منطقه در جزیره قشم میباشد.این گاو چاه کل معماری گنجینه را بصورت یک تصویر قاب می گیرد و مخاطب در آن نمایی از پل لاتیدان، چاه های لافت،سد و برکه های طولی و مدور را دریافت می کند.

سپس با حرکت در مسیر اصلی و گذشتن از کنار چاههای لافت ، به بخش معماری و فضای های اصلی گنجینه که در درون برکه طولی و مدور می باشد می رسد.در این نقطه بیننده تغییراتی را در معماری می بیند که حاکی از برش فرهنگی و نحوه تغییر دستیابی به فرهنگ آب در دهه های اخیر است. سپس با یک رمپ به داخل فضای اولیه که با معماری برکه مدور شکل گرفته هدایت و اشیاء تاریخی آب نمایش داده شده و شخص با گذشتن از فضای میانی به بخش دیگر گنجینه که الهام گرفته از برکه های طولی منطقه است هدایت میشود.

در این بخش نیز آثار تاریخی آب از طریق تابلو وفیلم به نمایش گذاشته میشود. همچنین معماری داخل با توجه به ابعاد و استاندارد های مربوط به آب با مصالح MDF که در مقابل رطوبت ماندگاری دارد طراحی گردیده است. در این طرح نقوش برجسته چوبی مانند: گرهها با چوب MDF در دو رنگ آبی و سفید ترکیب شده است. یکی از مهمترین شاخص معماری این طراحی در دسترس بودن تاسیسات برقی و استفاده از نور مخفی در نورپردازی های سالن هاست که در آن نحوه فن دستیبابی، فن نگهداری و فن استفاده بهینه تاریخ آب استان و کشور به تصویر کشیده شده است.

این موزه در شرکت آب منطقه ای هرمزگان واقع در یلوار امام خمینی، نبش خیابان سمدو قرار دارد و همه روز بجز روزهای تعطیل رسمی از ساعت 8صبح تا 14 به صورت رایگان پذیرای بازدید کنندگان عزیز میباشد.
« منبع اطلاعات.سایت شرکت آب منطقه ای هرمزگان»
خدای را شاکر و سپاسگذارم که به من توفیقی عنایت فرمود در این قسمت از نوشته هایم به مطالبی در زمینه شهر و دیاری که در آن زندگی می کنم بپردازم، و این چیزی نیست جز عشق و علاقه به وطن عزیزم ایران زیبا و همچنین جهت اطلاع و استفاده دوستانی که بر این بنده حقیر منت گذارده و سری به کلبه ی محقر و مجازی اینجانب می زنند.مطالبی را که در ادامه به آن اشاره خواهم کرد، برگرفته از نوشته های استاد گرانقدر جناب آقای احمد سایبانی نویسنده کتاب «بندرعباس و هلال طلایی» بوده و در جاهایی که نیاز به تحقیق بیشتر بوده توسط خود بنده جمع آوری شده است.مزید امتنان خواهد بود دوستان عزیز، با نظرات و پیشنهادات ارزنده ی خود، اینجانب را در بهتر شدن نوشته هایم یاری و مساعدت فرمایند.
مطالبی که به آن اشاره خواهد شد شامل معرفی مختصری از استان هرمزگان و بعد از آن سعی خواهم کرد بندرعباس را تا آنجایی که مقدور باشد بطور مختصر و مفید برای دوستان عزیزم معرفی کنم.
«استان هرمزگان»
استان هرمزگان در جنوبی ترین قسمت ایران واقع شده و بخشی از سواحل زیبای خلیج همیشگی فارس را در برگرفته است.این استان با مساحت تقریبی71192کیلومتر مربع 36/4درصد از وسعت کشور پهناورمان را به خود اختصاص داده است. هرمزگان از شمال و شمال شرقی به استان کرمان،از شرق به استان سیتان و بلوچستان، از غرب و شمال غرب به استان های فارس و بوشهر و از جنوب به آبهای نیلگون خلیج فارس و دریای عمان محدود میشود.
شهرستان های تابعه این استان شامل: بندرعباس،بندرلنگه، میناب، رودان ،جاسک ، سیریک ، بشاگرد، حاجی آباد، قشم، ابوموسی، خمیر، بستک، پارسیان و... میباشد.
جزایر استان نیز شامل:

«تاریخچه بندرعباس»
قدیمی ترین نامی که برای بندرعباس کنونی ثبت شده «جرون» است که برخی آنرا معرب"گرون" دانسته اند و گفته اند که نام این شهر پیش از ظهور اسلام گرون بوده است.در حمله اعراب به ایران، زمانی که عربها به نواحی فسا و داراب در استان فارس رسیدند، جرون از جمله نقاطی بود که نیرویی مرکب از جنگجویان محلی فراهم ساخت و برای مقابله با اعراب و دفاع از آب و خاک و کیش و آئین خود به جبهه های جنگ ایران و اعراب فرستاد.
در فرهنگ انجمن آرای ناصری، جرون به نام ولایتی نزدیک هرمز نام برده شده که اشاره به همین بندرعباس فعلی است، در آن زمان، آبادیهائیکه در قلمرو جرون بودند جرونات نامیده می شدند. در کتاب «دریانوردی، نوشته اسماعیل رائین» برای بندرعباس فعلی نام دیگری نیز ذکر شده است. اسکندر در جریان سفر تاریخی اش به آبهای خلیج فارس، در یکی از شهرهای ساحلی ایران به نام«سال مونت» توقف کرد، آن محل همین بندرعباس کنونی بوده است.
«سال بنای بندرعباس»
شاه عباس که از سال 1010ه ق. برابر با 960خورشیدی همواره به فکر بیرون کردن پرتغالیها از خلیج فارس بود، سرانجام تصمیم نهایی را گرفت و ابتدا جزایر بحرین و سپس سواحل خلیج فارس و نهایتا" در 14 ربع الثانی سال 1022 ه ق.بندر گامبرون «بندرعباس فعلی» را از تصرف آنان خارج ساخت. برای تحقق این مهم به موجب فرمانی ، اللهوردیخان فرمانروای فارس را مامور نمود. اللهوردیخان نیز آن امر مهم را به فرزند دلیر و با تدبیر خود امامقلی خان که در آن زمان حکمران لارستان بود محول کرد.او نیز با سپاهی ورزیده و مجرب به اتفاق سپهسالار خود، امامقلی بیگ و برادر خود داودخان از راه لار عازم گامبرون شد و جنگ را آغاز کرد.اما به علت نداشتن ماشین آلات و ابزار جنگی مناسب، بار اول کاری از پیش نبرد و ناگزیر به شیراز برگشت و خود را آماده جنگی کارساز کرد.از قضا در همان سال اللهوردیخان درگذشت و امامقلی خان خود فرمانروای فارس شد.او برای پیشبرد مقاصد خود با انگلیسی ها وارد مذاکره شد و به نمایندگان آنها وعده داد که اگر ایرانیان را در جنگ با پرتغالیها یاری دهند، امتیازهای تجاری آنها مخصوصا" امتیاز صدور ابریشم که فوق العاده مورد توجه بود پایدار خواهد ماند وگرنه لغو خواهد شد.سرانجام انگلیسی ها موافقت کردند که ایرانیان را در جنگ با پرتغالیها یاری نمایند.جنگ سختی در گرفت که در نهایت با پیروزی ایرانیان و خروج پرتغالیها از بندرگامبرون پایان یافت.
امامقلی خان، قلعه ای را که پرتغالیها ساخته بودند ویران نمود و اندکی دورتر، قلعه ای زیبا به سبک اروپایی بنا کرد و در کنار قلعه شهری ساخت که در آن تاریخ به نام شاه عباس «بندرعباس»نامیده شد. شهر مذکور در ضلع غربی شهرکنونی در محدوده ی بازار فعلی ماهی فروشان بندرعباس قرار داشت.

خبرفتح بندرگامبرون"بندرعباس" را در هرات به شاه عباس رساندند.او که تازه از فتح هرات فراغت یافته بود خبر پیروزی خود را به وسیله قاصدان تیزرو به تمام شهرهای ایران اعلام کرد.در گامبرون آن روز نیز مردم شهر در مسجدی گرد آمدند و در حضور حکمران شهر به جشن و شادی پرداختند.(کتاب زندگی شاه عباس، تالیف نصرالله فلسفی)

با فتح بندرعباس ، شاه عباس فعالیتهای اقتصادی و سیاسی را از هرمز به این شهر منتقل نمود و هرمز تدریجا" رو به ویرانی نهاد و در عوض بندرعباس امروزی به سرعت ترقی کرد و در سایه اقتدار حکومت مرکزی، فعالیت بیگانگان در آبهای خلیج فارس از هر جهت تحت نظارت در آمد.

شهربندرعباس تا سال 1290 خورشیدی، شهرداری با مفهوم امروزی نداشت و امور شهری نیز مانند سایر امور به وسیله حاکمان وقت انجام می شد تا اینکه در سال 1290 در زمان حکومت شجاع نظام( نایب الحکومه) شهرداری تاسیس و اولین شهردار به نام حاج مسلم بوشهری کار خود را آغاز نمود. از حکام دهه 1320خورشیدی که بعد از شجاع نظام ، حاکم بندرعباس بود و نامی و یادگاری از او در ذهن مردم بندرعباس باقی مانده، اسماعیل بهادر است که امروزه هم در بندرعباس خیابانی به همین نام وجود دارد.
خیابان بهادر بندرعباس در سال 1339
خیابان بهادر بندرعباس. آبان ماه 1393
خیابان بهادر جنوبی از نظر ساخت و ساز هنوز هیچگونه تغییراتی در آن حس نمیشود و شاید بتوان گفت بافت قدیمی آن تا حدودی پابرجا مانده است.
او چندسالی فرماندار بندرعباس بود، اما امور شهری و شهرداری را نیز زیرنظر داشت و مستقیما" در آن دخالت داشت.شاید بتوان از او به عنوان اولین کسی که در شهر به احداث خیابان و میدان و باغ ملی و درختکاری پرداخت نام برد.
شهری که امامقلی خان به نام بندرعباس بنیاد نهاد، در دوران سلاطین افشار و زند از رونق افتاد و به جای آن شهری جدید در شمال عمارت کلاه فرهنگی(گمرک سابق.حوزه علمیه امروزی) در روبروی اسکله قدیمی شهر که امروزه به نام اسکله بندری شهید حقانی معروف است بنا گردید. که امروز اثری از اسکله قدیم وجود ندارد و جای خود را به اسکله جدید و بندری شهید حقانی داده است.

«آب و هوای بندعباس»
آب و هوای بندرعباس از روزگاران قدیم، همیشه از مسائل مهم و بحث برانگیز بوده است.تقریبا" 8ماه از سال، هوای این شهر گرم و مرطوب و تنها 4ماه آذر ، دی ، بهمن و اسفند، ملایم و مطبوع است.در گذشته گرمای هوا و فقدان آب سالم و امکانات رفاهی، از عوامل باز دارنده رشد و توسعه و عمران شهر بوده است.ماموران دولت که از نقاط دیگر ایران برای خدمت به این شهر اعزام می شدند غالبا" از حضور در بندرعباس واهمه داشتند و به عناوین مختلف سر باز می زدند.مردم بومی نیز با شروع گرما، به شهرها و روستاهای خوش آب و هوا پناه می بردند.مردانی که به سبب شغل و کسب و کار خود ناگزیر از اقامت در شهر بودند، با شروع گرما، زن و فرزندان خود را به جاهای دیگر می فرستادند و خود دور از اهل و عیال، بسر می بردند.
«زبان و گویش های محلی و بافت جمعیتی هرمزگان»
زبان رسمی مردم استان ، فارسی و با گویش ویژه بندری تکلم می کنند.گویش های محلی رایج بین اهالی استان از شهری به شهر دیگر و با روستاهای دورتر آن با هم تفاوت دارند.لهجه محلی که در سطح استان متداول است ترکیبی از کلمات فارسی، عربی، هندی و حتی کلمات زبان انگلیسی است که به علت تردد بازرگانان خارجی و اقامت آنان در این ناحیه ،وارد زبان محلی استان شده است. بعنوان نمونه:
آتِش (âtesh) : آتش
اُپل (opel) : آنسو ، آن طرف
اسپار (espâr) : نفرین ، دشنام
اسپتال (espetâl) : نام قدیمی بهداری که تا حدود سال 1330 خورشیدی کم و بیش به گوش میخورد ، اما اینک مطلقاً به کار نمیرود ؛ هاسپتال هم گفته میشود.
اِسپل (espol) : طحال ، سپرز
استاله (estâlah) : ستاره
اِستک (estak) : هسته ، هسته خرما
استمه (ostomah) : کفگیر ، ملاقه
الَنگاچوک (alangâchook) : الاکلنگ
اَمرو (amroo) : امروز
اندول (andool) : گهواره
ایپل (eipel) : این طرف ، این سو
اَنگفت (angaft) : اندود ، اندود کردن
اِشکن (eshkan) : سقط جنین
«دین و مذهب»
دین و مذهب مردم استان ،اسلام و پیرو دو مذهب شیعه و اهل تسنن می باشند.پیروان این دو مذهب از دیرباز، با خوشی و همدلی در کنار هم زندگی می کنند و معنای وحدت و همدلی میان آنان را می توان به طور مشهود احساس کرد.
بافت جمعیتی استان ، تنوع فراوانی دارد، از شرق با فرهنگ و سنن بلوچها شروع میشود و پوشش مردم بخصوص زنان بسیار شبیه به بلوچها می باشد و در مرکز و غرب استان بیشتر از فرهنگ بومی،خود و لباس آنها بیشتر فرنگی می باشد و زنان پوشش بندری ، لباسی با پارچه های شاد در رنگهای مختلف و اکثرا" زری بافی شده.روایت فرهنگ مردم استان حکایت از رشد،تکامل و اختلاط و تنوع بسیار دارد.آئین ها ، افسانه ها و اعتقاداتی که از قله کوه هها تا حضور دریا و صیادان را در برگرفته است، بر این چهار راه فرهنگی می توان از همه اقوام، ملت ها و ادیان آمده و رفته ، چیزهای بسیار برجای مانده یافت.پس باید با ضرب دهل و نقش لباس همراه شد و به تماشای زار و عضوا نشست تا تاریخ دیرینه و فرهنگ و تمدن هرمزگان را که حکایت مردم دیر زی این دیار و همنشینی آنان با مهاجران از دور آمده را دریافت.( لازم به ذکر اینکه شماری از مردم این خطه ، از ایرانیان آفریقایی تبار میباشند.« کتاب صهوة الفارس فی تاریخ عرب فارس. نوشته محمدصدیق، عبدالرزاق.چاپ اول.»)
راههای دسترسی به مرکز استان(شهر بندرعباس)
سابقه فرودگاه بندرعباس
بندرعباس تا سال 1349 خورشیدی فرودگاه مناسبی نداشت، در جریان جنگ اول جهانی(1916-1914) برای اولین بار یک هواپیمای کوچک نظامی در آسمان بندرعباس ظاهر گشت و در ضلع شرقی کنسولگری انگلیس در زمینی خاکی به زمین نشست که آن هواپیما متعلق به دولت انگلیس بوده است. در سال 1347 خورشیدی در محدوده کنونی کوی فرهنگیان، فرودگاهی در نظر گرفته شد که جنبه فنی نداشت و تنها برای هواپیماههای کوچک و دو موتوره قابل استفاده بود.فرودگاه مذکور خاکی بود و از ضلع غربی کوی فرهنگیان شروع می شد و به ضلع غربی انبار نفت«پمپ بنزین» خاتمه می یافت.پروازها منحصرا" از بندرعباس به شیراز و بالعکس انجام می شد.با توسعه شهر و ساخت و سازهایی که در اطراف این فرودگاه صورت می گرفت ، استفاده از آن مشکل تر و خطرناکتر می شد و ناگزیر در خارج از محدوه شهر در اراضی معروف به بند کناران(بابا غلام .جنوب شرقی کارخانه آرد خاتم) فرودگاهی در نظر گرفته شد که تا سال 1349 خورشیدی مورد استفاده بود و کماکان هواپیماهای دو موتوره در آن نشست و برخاست میکردند.در سال 1344 برای احداث فرودگاه بین المللی بندرعباس ، زمینی در 12کیلومتری جنوب شرقی آن روز شهر بندرعباس، در نظر گرفته شد و عملیات ساختمانی آن در سال 1345 به وسیله مهندسین مشاور « میدکوسائوتی»آغاز گردید و در سال 1349 به پایان رسید و مورد بهره برداری قرار گرفت. با افتتاح این فرودگاه، ابتدا در هفته 4پرواز جت بوئینگ شرکت هواپیمایی ملی ایران(هما) و 2پرواز«داکوتا» به شیراز و بندرلنگه و2پرواز به امارات متحده عربی(دبی) انجام می شد که تدریجا" افزایش یافت. خوشبختانه امروز یکی از بهترین فرودگاههای بین المللی کشور محسوب میگردد.و ارتباط هوایی با تهران.شیراز.مشهد.اصفهان.چابهار.لار.رشت.جزایز قشم.کیش.ابوموسی از فرودگاه بین المللی بندرعباس صورت میگیرد که علاوه بر این چند پرواز در هفته به امارات متحده عربی(دبی.شارجه) نیز انجام میشود.
«شبکه ریلی. راه آهن»
ریل گذاری اولین شبکه راه آهن استان در زمستان ۱۳۷۳خورشیدی به پایان رسید.عملیات ریل گذاری این شبکه از بافق تا بندرعباس به طول۷۰۰ کیلومتر اجرا شد .همچنین باند دوم مسیر بافق به بندرعباس نیز در سال۱۳۹۱ مورد بهره برداری قرار گرفت .هم اکنون مسیر ریلی بندرعباس،لار،جهرم،شیراز در دست ساخت می باشد. راه آهن بندرعباس، ایران را به شرق و غرب جهان از یک طرف و کشورهای جنوب شرق آسیا را به خلیج فارس و اقیانوس آرام و چین و آفریقا و اروپا و آمریکا از طرف دیگر پیوند میدهد.
«دریایی »
با این که سواحل خلیج فارس، شنی و کم عمق میباشد ، با این وجود برای کشتیرانی مناسب است.ایجاد مجتمع های بندری جدید نظیر مجتمع بندری شهید رجایی که در سال 1363 رسما" افتتاح گردید که در منطقه خاورمیانه نمونه بوده ،خود بیانگر همین ویژگی است.وجود خلیج فارس و پیوستگی آن با اقیانوس هند و آبهای آزاد جهان این امکان را به کشورمان میدهد که روز به روز حمل و نقل دریایی خود را به تمام کشورهای جهان گسترش دهد.



ایجاد چندین مسیر حمل و نقل دریایی از بنادر ایران به سواحل جنوبی خلیج فارس ، از جمله مسیر دریایی بندرعباس.شارجه .بندرعباس.کیش و بندرلنگه و به العکس به وسیله کشتیرانی والفجر 8 برقرار شده است.ایجاد خط کشتیرانی جدید بین بنادر استان هرمزگان و قاره آفریقا(کشورهای کنیا،تانزانیا،موزامبیک) در سال 1368 یکی از اقدامات گسترش همکاریهای فرهنگی و بازرگانی بین بنادر مومباسا.دارالسلام و ماپوتو بوده است.
همچنین پیش بینی های لازم در سال 1368 انجام شد که خط جدید کشتیرانی در مسیر بندرعباس به کراچی و مسیرهای بندرلنگه و امارات متحده عربی و جاسک و مسقط برقرار گردید.از این طریق سایر بندرهای استان هرمزگان، حمل و نقل بار و مسافر به جزیره های ایران در خلیج فارس و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس انجام می گیرد و کالاها از طریق همین بندرها به ویژه بندرعباس، بندرشهید رجایی، بندر شهید باهنر، وارد یا صادر میشود.
مهمترین بندرهای استان ،بندرعباس است و سایر بندرها عبارتند از: بندرلنگه، خمیر، جاسک، سیریک، معلم، کنگ، کوهستک، چارک، تیاب، بستانو، گچین، مغان ...
«منبع: ویکی اطلس فرهنگی ایران»
«بندرعباس امروزی از دریچه دوربین »



اگر می بینید خیابان های شهر خلوت هستند، این عکس ها، معمولا در روزهای تعطیل و یا در ساعات خلوت شهر گرفته شده است.همین خیابانها در اوج شلوغی با ترافیکی مواجه میشوید که در آن زمان واقعا" انسان را کلافه می کند.اگر زمانی به این شهر سفر کردید و قصد دارید راحت تر به گردش و بازدید بپردازید، سعی کنید خودروتان را در یکی از پارکینگ ها ی نزدیک به مرکز شهر پارک کنید.(پارکینگ ساحلی صدف ،یا پارکینگ حوزه علمیه ،بهترین مکان برای پارک کردن و رفتن به مرکز شهر است.)
با عرض پوزش از دوستان عزیز، از اینکه مطالب طولانی شد، انشاا... در پست های بعدی سعی خواهم کرد کمتر بنویسم و اماکن و جاهای دیدنی شهر و استان را بیشتر بصورت تصویری برایتان بازگو کنم.
امروز آخرین روز حضورمان در شهر زیبای شیراز است، بچه ها صبح زود بیدار شده اند تا هم برای لحظاتی هرچند کوتاه در کنار حرم مطهر امام زاده سیدمیراحمد بن موسی (ع) باشند و هم خریدهای جا مانده خود را انجام دهند. پس از زیارت و خرید سوغاتی ، بچه ها خود را برای خارج شدن از شیراز آماده می کنند. من هم با مراجعه به پذیرش خانه معلم کار تسویه حساب را انجام میدهم .ساعت 1:30 بعد از ظهر است با تحویل کلید سوئیت به پذیرش، از مرکز آموزشی، رفاهی فرهنگیان (خانه معلم) شیراز خارج میشویم و مسیر کمربندی شیراز را برای خروج مان انتخاب می کنیم.با هماهنگی قبلی، مقصد شب مانی و استراحت شبانه را روستاق، یکی از روستاهای داراب انتخاب کرده ایم تا صبح علی الطلوع مسیرمان به طرف بندرعباس را ادامه دهیم.برنامه حرکتمان را به گونه ای تنظیم کرده ایم که به تاریکی شب برنخوریم.چون معتقدم که شب وقت مسافرت نیست بلکه وقت استراحت میباشد.نزدیک اذان مغرب است که به روستای روستاق می رسیم.علی آقا با دوستش که در بندرعباس زندگی می کند تماس میگیرد، لحظه ای بعد پسرعموی دوست علی آقا ، به استقبال ما می آید و ما را تا منزلی که قرار بود شب را آنجا بمانیم همراهی می کند و کلید را به ما تحویل میدهد.با توجه به اینکه اینجا همه ی امکانات رفاهی برایمان فراهم کرده بودند ولی سعی کردیم پس از نماز مغرب و عشاء،شام مختصری که به همراه داشتیم میل کرده و به استراحت مطلق بپردازیم چون بچه ها واقعا" خسته بودند و نیاز اساسی به استراحت. بخش رستاق در منتهیالیه جنوب شرقی سلسله جبال زاگرس قرار دارد و در حوضه جنوب شرقی این رشته کوهها واقع شده این بخش در فاصله ۳۴۰ کیلومتری جنوب شرقی شیراز قرار گرفته است .مرکز بخش در مسیر جاده اصلی شیراز ـ بندرعباس واقع شده و فاصله آن تا بندرعباس ۲۶۵ کیلومتر و در ۶۵ کیلومتری جنوب شرقی داراب واقع شده است.
صبح علی الطلوع بچه ها از خواب بیدار شده و خود را برای حرکت آماده می کنند.پس از تحویل کلید مسیر حرکت را آغاز می کنیم.در مسیر برگشت مان به چشمه زلال و خنکی می رسیم که خالی از لطف نیست برای لحظاتی هم که شده از ماشین پیاده شده و آبی خنک به سر و صورت بزنیم تا خواب صبحگاهی از چشمانمان بپرد.این چشمه زلال و گوارا در مسیر گردنه روستاق قرار دارد.که باغداران اطراف گاهی میوه های باغشان را به کنار این چشمه می آورند تا به فروش برسانند.اما اول صبح خبری از آنها نبود.

پس از توقف چند لحظه ای مان ، سوار بر مرکب و راهی جاده میشویم.
و اینجا هم تونل های دوقلوی گردنه روستاق است که پلی زیبا ارتباطشان را با هم برقرار می کند.
از تونل اول خارج میشوی و بر روی این پل قرار میگیری.وا...........ی چه منظره ای زیبا
پس از طی جاده های شیب دار و پرپیچ و خم و گذر از روستاهای اطراف ،برای صرف صبحانه در گوشه ای از جاده در نزدیکی روستای سرچاهان و در کنار مزرعه ی زیبای ذرت متوقف میشویم.
صبحانه را در کنار این منظره ی زیبا صرف می کنیم و حرکت مان را ادامه میدهیم ،گرچه روح و ذهنمان همچنان در شهر زیبای شیراز سیر می کند اما خدا حافظ شیراز. با دوستان همراه میشویم تا اینبار شهر و دیاری را که سالهاست در آن عمر گذرانده ام برایتان بازگو و معرفی کنم.پس به زودی خواهم آمد اگر عمری باقی ماند.دوستان تا مجالی دیگر بدرود .
بر روی تخت اتاق دراز کشیده ام ، با وجود خستگی زیاد باز هم خواب به چشمانم راه پیدا نمی کند.به اطرافم نگاه می کنم ، بچه ها هر کدام بر روی تخت خود به خوابی شیرین و ناز فرو رفته اند.حسودیم میشود آخر چرا این رویای شیرین سراغی از چشمان خسته من نمیگیرد.به ساعت دیواری اتاق نگاهی می اندازم، عقربه های ساعت از چهار بعد از ظهر هم گذشته است.بچه ها انگار نه انگار که با هم قراری گذاشته ایم.ساعت چهار باید راهی مجموعه حافظیه و باغ جهان نما میشدیم.کاسه صبرم لبریز میشود، نمی دانم چرا آنجا که هستم برایم این قدر آرام بخش است.مجبور می شوم بیدارشان کنم.اما هر لحظه که بیدارشان می کنم دوباره پلکهایشان را بر روی هم می گذارند و بی خیال می شوند.این بار دیگر خیلی با جدیدیت دادی می زنم:« بابا چه خبرتونه. انگار که صد ساله بی خوابی کشیدین. شما اومدین اینجا فقط بخوابید یا تفریح.؟» بالاخره داد زدن کارساز میشود .مثل برق از جایشان می پرند در چشم به هم زدنی آماده رفتن می شوند. خانه معلم را به مقصد حافظیه ترک می کنیم ، البته اینبار بدون ماشین. از عرض خیابان حر می گذریم. چون فاصله خانه معلم تا حافظیه چیزی حدود یک ربع تا بیست دقیقه بیشتر نمی شود .وارد پیاده رو میشویم و قدم زنان به مسیرمان ادامه میدهیم. تا به خود می آییم به میدان اطلسی(قائم) رسیده ایم. به بچه ها پیشنهاد میکنم قبل از رفتن به حافظیه به طرف باغ جهان نما برویم.بچه ها هم موافقت می کنند به طرف باغ روانه می شویم.

با رسیدن مان به باغ جهان نما، هوا تاریک شده است.گشتی مختصر در باغ می زنیم.چون باغ جای خاصی برای وقت گذرانی ندارد.فقط عمارتی ست کوچک که در وسط باغ قرار گرفته است.



این باغ همچون سه باغ مشهور دیگر یعنی باغ ارم، باغ دلگشا و باغ تخت در دوره آل مظفر و آل اینجو (قرن هشتم هجری قمری) یعنی قبل از یورش تیمور گروکانی به شیراز در نهایت آبادانی بودهاست. ابن عربشاه مورخ دوره تیموری در کتاب عجایب المقدور آنرا زینت الدنیا نامیدهاست. باغ جهان نما در هنگام اقامت تیمور گورکانی در شیراز، همچون سایر باغهای نامدار آن دوره مورد توجه وی واقع شده بطوریکه همانند آنرا در اطراف سمرقند که موطن او بوده احداث و آنرا جهان نما نامیدهاست.
این باغ کهنترین باغ شیراز است که از آب و رودخانهٔ پُرآوزاهٔ رکنی مشروب میشده و در منطقهٔ ویژه ای از شیراز (خیابان حافظ) و در میان آرامگاه حافظ، هفتتنان، دروازه قرآن، خواجوی کرمانی، بابا کوهی، باغ ملی، گهواره دید، کتابخانه ملی اسناد و... جای دارد.
با توجه به اینکه شب بود و کیفیت عکس گرفتن پایین بود مجبور شدم تعدادی از عکس هایی رو که سری قبل گرفته بودم انتخاب کنم و بذارم.




گشت و گذارمان را در باغ جهان نما کوتاه میکنیم و راهی حافظیه میشویم.وارد خیابان حافظیه که میشویم چشم مان به جمعیتی انبوه می افتد.بله... بساط دست فروشان از یک طرف ، گروه های مختلف تئاتر های خیابانی و هنرمندان مجسمه ساز و حجمی کار از سوی دیگر ، ما را لحظاتی به خود سرگرم می کند. در این خیابان افراد مختلف از قشرها و ملیت های مختلف را می توان مشاهده کرد. البته خیلی دوست داشتم از این موقعیت عکس تهیه کنم ولی همانطور که قبلا" هم توضیح داده بودم با رسیدن مان به باغ جهان نما هوا تاریک شده بود و اینجا دیگر اگر هم عکسی گرفته میشد کیفیت مناسبی نخواهد داشت.به ناچار قید آنرا می زنیم و راهی آرامگاه حافظ می شویم، این را هم باید بگویم اگر عکسی از این مکان مشاهده نمودید که در هوای روشن گرفته شده است از عکس های سری قبل مسافرتم به شیراز بوده است و عکس های این سفر فقط عکسایی ست که در شب تهیه شده است.


حافظیه نام مجموعه ی آرامگاهی موجود در شمال شهر شیراز و در جنوب دروازه ی قرآن است.این مجموعه به دلیل جای دادن آرامگاه حافظ شیرازی در خود به این نام مشهور شده است.مساحت حافظیه حدود 2هکتار بوده و از دو صحن شمالی و جنوبی تشکیل یافته که این صحن ها توسط تالاری از یکدیگر جدا شده اند.این مجموعه چهار درب ورودی و خروجی دارد که درب اصلی در سمت جنوب آن ، دو درب در سمت غرب آن و یک درب در سمت شمال شرقی آن قرار گرفته است.

اولین عمارت گنبدی شکل توسط وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی، حاکم فارس بر مزار مقبره ی حافظ ساخته شده است.این عمارت در طول سال ها با عوض شدن حکومت ها ، بارها مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته است. کریم خان زند اولین کسی بوده که دستور داد بر روی قبر حافظ سنگی مرمرین قرار دهند.روی این سنگ دو بیت از غزل های خود حافظ توسط حاجی آقاسی بیک افشار، نستعلیق نویس آذربایجانی نوشته شد. سنگ مزار حافظ به حدودا" به ارتفاع یک متر از سطح زمین قرار گرفته و به وسیله پنج ردیف پلکان مدور احاطه شده است.

طراح بنای آرامگاه حافظ « آندره گدار Andre Godard»معمار فرانسوی بوده که پس از فارغ التحصیلی در دانشکده هنرهای زیبای پاریس در رشته معماری و باستان شناسی به معماری شرقی و به خصوص ایران علاقه مند شده و تحقیقات خود را در این زمینه پیگیری کرده است.
نمای بیرونی گنبد آرامگاه نماد آسمان بوده و به شکل کلاه درویشان ترک است.این گنبد از درون با رنگ های مختلف عرفانی آراسته شده است.این گنبد بر روی هشت ستون به ارتفاع ده متر استوار گردیده است.

و در سطح زیرین گنبد آرامگاه نیز کاشی کاری معرق با طراحی گره های هندسی اسلامی تزئین شده است.
![]()
عکس از اینترنت
عکس بالا هم کوشک فلزی در اواخر دوره قاجاریه را نشان میدهد
![]()
عکس از اینترنت
و این عکس بالا نیز در سال ۱۲۲۰ شمسی، بنای ساخته شده توسط کریمخان هنوز پابرجا بود.

سمت چپ اتاق آرامگاه نیز اتاق بزرگی متعلق به آرامگاه قوام السلطنه میباشد.

در عکس پائین ، آرامگاه حافظ شیرازی و ماه نیز در یک قاب تصویر قرار گرفته اند.
خــــرم آن روز کـــــز ایـــن منـــزل ویــــران بـــــروم
راحت جان طلبـــــم و از پــــی جـــانان بــــروم
گـــر چــه دانم کــه بــه جایی نبـرد راه غریب
مـن به بوی ســـر آن زلف پریشان بـــروم
دلــم از وحشت زندان سکـندر بگـــرفت
رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم
چون صبا با تن بیمار و دل بـیطاقت
بـــه هـــــواداری آن سرو خرامان بـــروم
در ره او چــــو قلـم گـــر به سرم باید رفت
بـا دل زخـــم کـــش و دیـــده گــــریان بــروم
نـــذر کـــردم گــــر از این غـــم به درآیــم روزی
تا در میکـــده شـــادان و غــــزل خــــوان بـــــروم
حافظ
دروازه قرآن یکی از دروازه های بجای مانده از دوره های قدیم شیراز است که در شمال شرقی شیراز در تنگ الله اکبر، میان کوه چهل مقام و کوه باباکوهی قرار گرفته است.در واقع در خروجی شیراز به سمت مرودشت میباشد. این بنای تاریخی در کنار فلکه طاووسیه شیراز قرار گرفته است.


این دروازه در ابتدا در زمان عضدالدوله دیلمی ساخته شده و قرآنی در آن جای داده شده تا مسافران با گذر از زیر آن متبرک شوند. در دوره زندیه ، کریم خان این دروازه را بازسازی کرد و اتاقی به بالای آن افزود و دو جلد قرآن بزرگ نفیس به خط سلطان ابراهیم بن شاهرخ تیموری، در اتاقک بالای آن جای داد.این قرآن ها که به« قرآن هفده من» معروف اند. که هم اکنون از دروازه قرآن به موزه پارس انتقال یافته اند.

دروازه قرآن جدید در اندازه بزرگ تر، شامل دهانه قوس تیزه دار و دو در ورودی کوچک بر روی جرزهای دو طرف و اتاق مستطیل شکلی بر فراز آن برای گذاشتن قرآن ساخته شده، در این بنا آیاتی را به خط ثلث و نسخ دورتادور در دروازه قرآن نگاشته اند.
در قسمت شمالی و دامنه کوه مشرف بر دروازه قرآن ، نیز مقبره خواجوی کرمانی قرار گرفته است.پس از تهیه بلیط ورودی راهی محوطه آرامگاه خواجوی کرمانی میشویم.


محل آرامگاه در محوطه ای بدون سقف قرار گرفته است. سنگ قبری که بصورت محدب و برآمدگی و درون محفظه شیشه ای قرار دارد.البته بر روی این کتیبه نشانه ای از اینکه این قبر به خواجوی کرمانی تعلق دارد بچشم نمی خورد.در بالا و پائین قبر دو ستون سنگی کوتاه وجود دارد و در بالای سنگ عبارت:کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام، که خط ثلث نوشته شده است دیده میشود.

نام اصلی او، کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی، متولد۶۸۹ ه.ق در کرمان بوده که در سال ۷۵۲ ه.ق در شیراز وفات یافته است.او یکی از شاعران بزرگ نیمه اول قرن هشتم بوده است.
در قسمت شمالی محوطه آرامگاه یک اتاق ساخته شده که در پیشانی این اتاق دو غزل از غزلیات خواجو به خط نستعلیق بر روی کاشی های آنجا نوشته شده است.که این اتاق تبدیل به فرهنگسرای خواجو گردیده است.کمی بالاتر از مقبره خواجو، ۳غار به چشم می خورد، یکی از آنها غاری است که محل عبادت و ریاضت زاهدین و مشایخ بوده و خواجوی کرمانی نیز مدتی در آن به عبادت مشغول بوده است.غار دیگر که در دهانه آن طاقی ضربی از نوع طاق کجاو ه ای از سنگ و آجر زده شده محل قبر خواجه عمادالدین محمود، وزیر معرف شاه شیخ ابواسحاق اینجو است.که متاسفانه فراموش کردیم از اونجا عکس بگیریم، چون بعضی از قسمت ها عکسبرداری ممنوع بود.


در انتهای محوطه آرامگاه ، ساختمان شیک و مجللی قرار گرفته است که حیف مان می آید از نزدیک آنرا تماشا نکنیم.

این ساختمان شیک و مجلل، هتل بزرگ شیراز است که در نزدیک دروازه قرآن و انتهای محوطه آرامگاه خواجوی کرمانی قرار گرفته است.



بعد از دروازه قرآن و خواجوی کرمانی ، مقصدمان را به طرف باغ ارم دنبال میکنیم.باغ ارم بالاتر از پارک آزادی و در بلوار ارم قرار گرفته است.این باغ که دارای تنوع گیاهی بسیار بالایی ست و گیاهان بسیاری از اقصی نقاط جهان در این باغ کاشته شده است، به شکلی که باغ در قالب یک نمایشگاه از انواع گل ها و گیاهان در آمده است.درختان سرو ناز، کاج، افرا، ارغوان، بید مجنون، بیدمشک، سیاه بید، زبان گنجشک ، سپیدار و درختان مثمر از قبیل انار، ازگیل، نارنج، خرمالو، گردو، زردآلو، بادام، سیب ، به و گلابی و همچنین درختچه ها و گل های زینتی و...........به چشم میخورد.

در وسط این باغ عمارت زیبایی قرار دارد که هسته مرکزی این باغ محسوب میشود.این عمارت از نظر معماری ، نقاشی، کاشی کاری و گچ بری از شاهکارهای معماری زمان قاجار به شمار می رود.

این عمارت زیبا از سه طبقه با تزئینات فراوان تشکیل شده است.در پیشانی بنا ، دو نیم دایره در دو طرف و یک تابلو بزرگ در وسط قرار گرفته که از سه هلال روی هم تشکیل شده است.در این تابلو تصاویری از شاهنامه فردوسی و نبرد شاهان قاجار نشان میدهد.این بنا ، حدودا" بیش از هفتاد سال به خوانین قشقایی تعلق داشته که در دوره پهلوی مصادره شده است.

نمایی دورتر از عمارت

در قسمت جلوی این عمارت، حوضچه ای زیبا با چهار درخت نخل در چهار گوشه ی آن زیبایی عمارت را دوچندان می کند.


در ادامه بازدید از مسجد وکیل، وارد خیابان کریم خان زند میشویم.ارگ کریمخانی در نبش میدان شهرداری قرار دارد.کریم خان زند، سرسلسله خاندان زند است که در سال ۱۱۸۰هجری قمری ، پایتخت خود را شیراز قرار داده و در این شهر به ساختن بناهای حکومتی و عام المنفعه پرداخته است. این بنا از بزرگترین بناهای دوره زندیه است که با مساحت ۱۲۸۰۰مترمربع و زیربنایی در حدود ۴۰۰۰مترمربع در مجموعه زندیه ساخته شده است.نمای بیرونی این بنا آجرکاری است و بلندی دیوارهای کنگره دار خارجی آن ۱۲متر است که در هر گوشه یک برج ۱۲متری برپا شده است.


ورودی ارگ در شرق بنا قرار گرفته و توسط یک هشتی به فضای داخلی مرتبط میگردد.



یک حوض بزرگ با جهت شرقی غربی در میان این حیاط قرار گرفته است.

در سه طرف آن سه ایوان با اتاق ها و تالارهای بزرگ ساخته شده است.


فضای داخلی تالارها به وسیله نقاشی های زیبا، با طرح اسلیمی و گل و بلبل تزئین یافته که این نقوش در دوره های بعدی به شدت آسیب دیده است.



در گوشه ی جنوب شرقی ارگ، یک حمام خصوصی قرار دارد که بدنه و کف سربینه از سنگ مرمر است.سقف گرمخانه بر روی چهار ستون سنگی استوار است و تزئنات آهکبری با نقوش اسلیمی در سقف و بدنه اجرا شده است.



این بنا در دوره زندیه به عنوان محل استقرار حکومت و در دوره قاجاریه به عنوان محل زندگی فرمانداران محلی و در زمان سلطنت پهلوی از آن بعنوان زندان مورد استفاده قرار گرفته است.بنای ارگ ترکیبی از دو معماری مسکونی و نظامی است.برج های چهارگانه در آن بعنوان نقش دفاعی این بنا میتوان یاد کرد.یکی از برجهای چهارگانه این ارگ بگونه ای کج شده است که در تصویر زیر به وضوح می توان مشاهده کرد.

در این قسمت از سفرنامه به معرفی برخی از امکان مذهبی و تاریخی از جمله: شاهچراغ، مسجد عتیق، مسجد وکیل و بطور مختصر بازارهای قدیمی شیراز از جمله بازار حاجی، سرای مشیر، بازار بزرگ وکیل، میپردازیم.
آرامگاه امام زاده سید میراحمد(ع) ملقب به شاهچراغ، فرزند امام موسی کاظم (ع) و برادر حضرت امام رضا(ع): آرامگاه این امام زاده در میدان احمدی شیراز واقع شده است.احمد ابن موسی کاظم (ع) در زمان خلافت مامون، خلیفه عباسی، برای دیدن برادرش امام رضا(ع) از مدینه به سوی طوس عازم شده که در این مسیر در نزدیکی شیراز به شهادت رسیده و در این شهر به خاک سپرده شده است.مکان دفن وی تا زمان عضدالدوله دیلمی مشهور نبود.

بنای کنونی بقعه مشتمل بر ایوان اصلی در شرق، حرم وسیع و شاه نشین هایی از چهار جانب و مسجدی در غرب و اتاق و مقبرهایی متصل به بقعه متبرکه است. بقعه دارای دو در است. در نقره ای ورودی از سمت ایوان به در ضل السلطانی معروف بوده که بعدها به جای آن در میناکاری، کار هنرمندان اصفهان، گذاشته شده است. اولین ضریح مقدس روی مرقد، به دستور فتحعلی شاه قاجار ساخته شده است.

« در همین جا، جای دارد یادی بکنم از دوست عزیزمان حاج آقا احمدی، که اصالتا" هرمزگانی هستند ولی سالهاست که در شیراز زندگی می کنند.البته آشنایی بنده با ایشان اینگونه بود که حاج آقا احمدی از طریق یکی از دوستان ما که در همین سفر با هم بودیم صورت گرفت و ما هم با ایشان آشنا شدیم. بیش از یک ساعت در کنار مرقد مطهر امام زاده میرمحمد(ع) پای صحبت ایشان نشستیم و ایشان از دوران خدمت سربازی و چگونگی ساکن شدنشان در شیراز و خاطرات دوران جوانی برایمان کلی حرف زدن. بنده خدا خیلی اصرار کردند که شب را میهمان خانه ی ایشان باشیم ولی ما قبول نکردیم و ایشان قولی از ما گرفت که در سفر بعدیمان به شیراز، حتما" به ایشان سری بزنیم.بعد از ادای نماز مغرب و عشاء از ایشان خداحافظی میکنیم و ما مسیر بازدید مان را ادامه میدهیم.»

در ضلع شرقی ، آرامگاه سید میرمحمد(ع) برادر شاهچراغ قرار دارد، همچنین در کنار این بقعه متبرکه ، مرقد مطهر منتسب به فرزند ایشان، سید میرابراهیم بن محمد(ع) و آرامگاه علما و فضلای بزرگ شیراز از جمله:شهید محراب، حضرت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب و نواده ی ایشان سید محمد تقی دستغیب و همچنین آرامگاه آیت الله سید محمد هاشم دستغیب و حضرت آیت الله حاج سید محمد مهدی دستغیب و مرحوم آیت الله حاج شیخ حسنعلی نجابت شیرازی و همسر گرامی ایشان حاجیه بتول ناظم و ......... قرار دارد.

در انتهای محوطه شاهچراغ دربی باز است و ما هم کنجکاو میشویم و از آن درب وارد محوطه ی دیگری میشویم. اینجا مسجد جامع عتیق شیراز است،کهن ترین و نخستین مسجد شیراز که به آن مسجد جمعه، مسجد الاقصی، مسجد آدینه و مسجد جامع هم می گویند.این مسجد از عجیب ترین مساجد است که بنای زیرین آنرا متعلق به قبل از اسلام می دانند.


در میان صحن مسجد، اتاق مکعب گونه ای توجه ما را به خود جلب می کند.دور تا دور آن را ایوانی به پهنای دو متر فرا گرفته است.این اتاق به نام خدایخانه یا بیت المصحف و دروازه زمان نامیده میشود.در چهار گوشه بیرونی آن چهار ستون گرد و مناره مانند قرار گرفته است.سقف ایوان های شرقی و غربی آن هر یک به وسیله چهار ستون و سقف ایوان های شمالی جنوبی آن به وسیله دو ستون سنگی پابرجا مانده اند. ابعاد این ساختمان همراه با ایوان هایش از بیرون۱۰*۱۲ متر و ابعاد اتاق میانی ۶*۸ متر است.

این بنا به اسناد و نوشته ها ، شاه ابواسحق اینجو در سال ۷۵۲ ه .ق آنرا بنا نهاده است. این مکان محل نگهداری جزوات قرآن مجید و مکان تلاوت آنها بوده است. کتیبه سنگی آن از نمونه های ارزنده هنر خطاطی به شمار می رود.

مردم شیراز بر این باور هستند که قبله قبل از تغییر به این سمت بوده که به همین دلیل مسجد عتیق را مسجد الاقصی نیز می گویند. این مسجد در دوره بیست ساله سلطنت عمر و لیث صفاری در سال ۲۸۱ ه.ق ساخته شده است .در طی هزار سال اخیر این مسجد چندین بار از جمله در زمان اتابکان، در زمان سلطان ابراهیم میرزا پسر شاهرخ گورکانی، در دوره صفویه و در سال ۱۳۱۵ توسط عده ای از مردم و با همکاری اداره باستان شناسی تعمیر و بازسازی شده است.مسجد جامع عتیق هم اکنون هم به عنوان مسجدی تاریخی و آباد مطرح است.


از بقعه متبرکه امام زاده سید میرمحمد(ع) که خارج می شویم، تابلوی بازار حاجی روبروی مان نمایان میشود.این بازار در حد فاصل خیابان لطفعلی خان زند و بقعه امام زاده سید میرمحمد(ع) واقع شده است و قدیمی ترین بازار شیراز است، از شمال غرب مسجد جامع آغاز میشود. تاریخ بنای اولیه این بازار به عهد دیلمیان و یا حتی قبل از آن برمیگردد ، که در دوره های بعد چندین بار تعمیر و بازسازی شده و امروزه به بازار حاجی معروف شده است. کف بازار سنگفرش است و سقف آن را در دوره های بعد شیروانی کرده اند.مغازه های بازار در مالکیت بخش خصوصی است و تغییرات و بازسازی های اخیر صورت اولیه آن را دگرگون کرده است. در مسیر این بازار ، بازارهای قدیمی دیگر نیز قرار گرفته اند.از جمله: بازار مسگرها، بازار یا سرای مشیر که در انتهای جنوبی بازار وکیل قرار گرفته و همچنین بازار بزرگ و تاریخی وکیل.
پس از عبور از این بازارها، به مسجد وکیل که در کنار بازار وکیل قرار گرفته است می رسیم.

این بنای عظیم که از آثار معروف کریم خان زند و تاریخ بنای آن ۱۱۸۷ ه.ق. میباشد، دارای جلوخان با شکوهی بوده است.حدود ۸۶۶۰مترمربع مساحت دارد و دارای سر در مجلل کاشیکاری و در بزرگ چوبی است. پس از ورود به مسجداز سر در اصلی در جانب شمال و گذشتن از یک هشتی و دو راهرو عریض روبروی هم وارد صحن مسجد میشویم.

صحن مسجد با تخته سنگهای وسیع مفروش گردیده است. مسجد دارای دو ایوان شمالی و جنوبی میباشد.ایوان شمالی به طاق مروارید مشهور است، دارای کاشیهای هفت رنگ با طرحهای گیاهی، هندسی است و از اره های مرمر سبز آن از نظر نوع سنگ و حجاری بی نظیر است.

در پشت ایوان جنوبی ، شبستان تابستانی واقع شده است که دارای چهل و هشت ستون سنگی یکپارچه با طرح مارپیچ زندیه و طاقهای ضربی متناسب با کاشی کاری می باشد.


در وسط ضلع غربی این شبستان یک محراب کاشی کاری قرار گرفته است و در کنار آن یک منبر ۱۴پله ای از سنگ مرمر یکپارچه ساخته اند.



شبستان زمستانی مسجد در پشت اتاقهای جبهه شرقی قرار دارد و دارای دوازده ستون ساده است.در کتیبه های سردر و حاشیه ایوان از آیات قرانی با خطوط ثلث و نسخ سفید در زمینه لاجوردی استفاده شده است.نام های فتحعلی شاه ، ناصرالدین شاه قاجار و حکمرانان و شخصیتهای دیگر هم با ذکر سال و تاریخ متعدد به چشم می خورد.
همانگونه که قبلا" هم توضیح داده بودم ،ما در بدو ورودمان به شیراز برای رزرو اتاق به مجتمع آموزشی، رفاهی فرهنگیان شیراز مراجعه کردیم ولی به دلیل تکمیل ظرفیت پذیرش، موفق نشدیم اتاق بگیریم و اسم خود را در لیست انتظار ثبت کرده و شماره تلفن داده بودیم تا به محض خالی شدن یکی از اتاق ها با ما تماس بگیرند.ما هنوز بازدیدمان از نقش رستم به پایان نرسیده که با ما تماس گرفتن و باید برای تحویل گرفتن اتاق تا قبل از ساعت 14خودمان را به آنجا می رساندیم وگرنه از اتاق خبری نبود.با این وضعیت مجبور میشویم از ادامه بازدیدمان از نقش رجب و پاسارگاد صرف نظر کنیم و به طرف شیراز حرکت کنیم.پس از رسیدن کلید اتاق را تحویل میگیریم و برای استراحت روانه اتاق خود میشویم.
ساختمان مرکز آموزشی،رفاهی، فرهنگیان شیراز


بازدیدهایمان را از آرامگاه سعدی و باغ دلگشا دنبال میکنیم.
آرامگاه ابومحمد شیخ مشرف الدین ابن مصلح الدین سعدی شیراز ملقب به سعدی.این آرامگاه در انتهای خیابان بوستان و کنار باغ دلگشا در دامنه کوه در شمال شرقی شیراز قرار دارد.در اطراف مقبره، قبور زیادی از بزرگان دین وجود دارند که بنا به وصیت خود در آنجا مدفون شده اند.از جمله مهمترین های آن می توان شوریده شیرازی را نام برد که آرامگاهش به وسیله رواق به آرامگاه سعدی متصل شده است.آرامگاه سعدی در تاریخ ۲۰آبان ۱۳۵۳ به شماره ثبت ۱۰۱۰۳ در انجمن آثار ملی به ثبت رسیده است.




حوض ماهی
این حوض در سمت چپ آرامگاه واقع شده است، و در داخل به شکل هشت ضلعی است.زیربنایی در حدود ۳۰مترمربع دارد و با ۲۸پله به صحن آرامگاه وصل مشود.بر فراز این حوض یک نورگیر به شکل هشت ضلعی و دو نورگیر چهارضلعی از طرفین آن قرار دارد.کاشی کاری داخلی حوض ماهی به سبک عمده سلجوقی است که در سال ۱۳۷۲ توسط استاد کاشی کار تیرانداز طراحی شده است.دو ساختمان آجری در کنار حوض ماهی وجود دارد که یکی مربوط به دفتر مدیریت و ساختمان دیگر نیز کتابخانه عمومی سعدیه است.





نوبتی هم باشد، نوبت باغ دلگشاست

باغ دلگشا، یکی از باغ های تاریخی شیراز بشمار می رود و در ناحیه آرامگاه سعدی قرار گرفته است. قدمت این باغ به زمان ساسانیان می رسد.این باغ در زمان صفویه از جمله باغ های مشهور شیراز به شمار می رفته، در قسمت میانی باغ عمارتی از دوره قاجاریه نیز دیده میشود.



مساحت این باغ ۷.۵هکتار میباشد که بیشتر درختان آنرا مرکبات مخصوصا" نارنج و پرتغال تشکیل می دهند.آبی که از چشمه قنات آرامگاه سعدی جاریست از این باغ میگذرد و آنرا سیراب می کند.این باغ هم اکنون در تملک دولت میباشد.


در این قسمت از عمارت، غرفه ای دایره شده که صنایع دستی در آن به نمایش گذاشته شده است .

در این موزه ای نیز سکه و اشیاء تاریخی نگهداری میشود

امروز شنبه است و فردا هم عید سعید قربان، با توجه به موافقت مرخصی مان، مقصد سفر را استان فارس، شهر زیبای شیراز انتخاب کرده ایم.ساعت 5صبح است در حالیکه چشمهایمان هنوز خواب آلود هستند، بندرعباس را به مقصد شیراز ترک می کنیم. پس از طی مسافت 2.30ساعته جهت صرف صبحانه در روستای طاشکوئیه یکی از روستاهای حاجی آباد، در گوشه ای از جاده متوقف می شویم.پس از صرف صبحانه و استراحتی مختصر، سفرمان را ادامه میدهیم، ایستگاه بعدی توقف مان برای نماز و نهار و استراحت را شهرستان فسا در 130کیلومتری جنوب شرقی شیراز، امامزاده اسماعیل (ع) گذاشته ایم.عقربه های ساعت 11.30ظهر را نشان میدهد که به محوطه امامزاده اسماعیل(ع) می رسیم.« امامزاده اسماعیل (ع) که در جاده فسا به شیراز و در 35 کیلومتری فسا واقع شده است از جمله شاخص ترین بقاع متبرکه استان فارس و شهرستان فسا میباشد، با پنج واسطه به حضرت ابوالفضل العباس(ع) می رسد»


جهت اطلاع دوستانی که قصد مسافرت از این مسیر را دارند عرض کنم که اینجا از نظر امکانات رفاهی کاملی برخوردار میباشد و حتی برای ماندن شب هم اتاق و زائرسرا ی مجهز فراهم میباشد

نماز رادر کنار این بقعه متبرکه بجای می آوریم، پس از نماز و صرف نهاری مختصر ،مسیر سفر را ادامه میدهیم. ساعت حدودا"۱۴.۳۰ به مرکز آموزشی رفاهی فرهنگیان شیراز واقع در خیابان حر رسیدیم.برای رزرو اتاق به قسمت پذیرش مراجعه کردیم که متاسفانه ظرفیت پذیرش تکمیل شده بود.به ناچار اسم خود را در لیست انتظار ثبت می کنیم تا چنانچه اتاقی خالی شد با ما تماس بگیرند.سپس به طرف دروازه قرآن حرکت می کنیم تا شاید ساعاتی در کنار خیابان به استراحت بپردازیم.پس از ساعتی استراحت ناگهان فکری به نظرم رسید.فکر حرکت به طرف مرودشت.با دوستان مشورت کردیم و بلاخره موافقت شان را گرفتم .پس طی مسافتی حدودا" ۲۵کیلومتری به مرودشت رسیدیم .به محض رسیدن قبل از هر چیز سراغ مهمانپذیر و هتل را گرفتیم که متاسفانه نه از هتل خبری بود و نه از مهمانپذیر.نشانی هتل جهانگردی و یک مهمانپذیر ارتش در تخت جمشید را به ما دادند. مسیر مان به طرف تخت جمشید را ادامه دادیم. در مهمانپذیر ارتش سوئیتی را برای یک شب رزرو کردیم تا شب به استراحت مطلق پرداخته و صیح علی الطلوع بازدیدمان از بنای با شکوه تخت جمشید را شروع کنیم.


تصاویر بالا ، نمایی ست از اتاق و محوطه محل استراحت مان که از بالکن اتاق گرفتیم.وتصویر زیر هم مسیر منتهی به بنای تاریخی تخت جمشید است که از محل اسکان ما تا اونجا کمتر از ۵دقیقه است.

و اینجا هم محل تهیه بلیط ورودی به بنای تاریخی تخت جمشید، که پس از تهیه بلیط راهی این مجموعه میشویم.

تخت جمشید نام محلی پایتخت داریوش بزرگ است که از لحاظ وسعت، عظمت و شکوه، مجموعه ای بی نظیر است.این مجموعه بی نظیر در دامنه کوه رحمت (کوه مهر) در مقابل جلگه مرودشت و ۵۵کیلومتری شمال شرقی شیراز قرار دارد.آثار تاریخی به جای مانده در آن ، از باشکوه ترین مجموعه های تاریخ ایران و جهان است.این بنا در زمان داریوش اول از پادشاهان هخامنشی در سال ۵۱۸قبل از میلاد به قصد ایجاد پایتختی آئینی در جلگه مرودشت ، بر دامنه کوه مقدس رحمت بنا نهاده شد و ساخت آن جمعا" حدود ۱۲۰سال به طول انجامید.



مجموعه تخت جمشید به وسعتی حدود ۱۳۵۰۰۰مترمربع و تماما" از سنگ ساخته شده است.در میان سنگها از هیچ گونه ملاتی استفاده نشده اما در بعضی نقاط، سنگها را با بست های آهنی به نام دم چلچله ای به هم اتصال داده اند و از چفت هایی سربی استفاده کرده اند.مجموعه تخت جمشید شامل هفت تالار، نقوش برجسته، پلکانها، ستونها، و دو آرامگاه سنگی است.جمعا" بیش از سه هزار نقش برجسته در ساختمان ها و مقبره های تخت جمشید وجود دارد که به طرز خارق العاده ای هماهنگ می باشند.
نمایی از مجموعه تخت جمشید از دامنه کوه رحمت است که مشرف به جلگه مرودشت می باشد.


در قسمت بالای تخت جمشید، در دامنه کوه رحمت، دو آرامگاه وجود دارد که آرامگاه اردشیر دوم و اردشیر سوم می باشد.

آرامگاه و مقبره اردشیر دوم

آرامگاه و مقبره اردشیر سوم

و اینجا هم یک چاه حفر شده که برای ذخیره آب باران ایجاد شده است.
مقصد بعدی ما، نقش رستم است. نقش رستم یکی از مهمترین و زیباترین آثار باستانی سرزمین همیشه جاوید پارس می باشد که آثار مهمی را از دوران عیلامی، هخامنشی و ساسانی در خود جای داده است. بر سینه این کوه مقبره های بسیار عظیمی بجای مانده که شهریاران هخامنشی در آنجا آرمیده اند.
از راست به چپ این قبور منسوب به خشایارشاه، داریوش کبیر، اردشیر اول و داریوش دوم می باشد. در آرامگاه داریوش اول، سنگ نوشته های بزرگی به خط میخی وجود دارد که حاوی نیایش و مضامین مذهبی است.داریوش اول، نام کشورها و سرزمین های تابع خود و اندرزهای معنوی فراوانی را در این نوشته ها برشمرده است.
این آثار در ۳کیلومتری تخت جمشید و در کنار جاده جدید شیراز.مرودشت واقع شده است.





تصویر زیر هم بنای سنگی چهار گوشی ست که به کعبه زرتشت معروف میباشد.فاصلهٔ کعبهٔ زرتشت تا کوه، ۴۶ متر است و دقیقاً روبهروی آرامگاه داریوش دوم قرار دارد و شکلش مکعب مستطیل است و تنها یک در ورودی دارد. جنس مصالح این بنا از سنگ آهک سفید میباشد و بلندی آن حدود ۱۲ متر است که با احتساب پلههای سهگانه به ۱۴٫۱۲ متر میرسد و ضلع هر قاعدهٔ آن، حدود ۷٫۳۰ متر درازا دارد. در ورودی آن به وسیلهٔ پلکانی سی پلهای از جنس سنگ به درون اتاقک آن راه مییابد

نمايي از ورودي و داخل مسجد روستا
اين هم نمايي از مدرسه روستا ست كه البته ما نتونستيم از داخل اون عكس بگيريم چون در حال
حاضر پايگاه ميراث فرهنگي شده و اجازه ندادن.
اينجا هم نماي بيروني حسينيه روستا ست كه درب اون قفل بود و به گفته اهالي
فقط واسه توريست هاي خارجي درش و باز ميكنن.
و اين هم نمايي از حمام روستا و وجود دو حوضچه دروني آن
آتشکده
و اما آقا مسعود دوست عزیز مون که شرمنده زحمات ایشان و خانواده محترمشان هستیم . واقعا" سنگ تمام گذاشتن و کلی از ما پذیرایی کردن و اینجا هم داره دنبال جمع کردن چوب واسه کباب ظهر میگرده. در پایان هم از آقا مسعود و خانواده محترمشان و هم از خانواده های محترم جمالی و حسینی که کلی بهشون زحمت دادیم و مهمون نوازی کردند صمیمانه تشکر می کنم.
گاهي كه دلت از هياهو و شلوغي شهر ميگيرد و شرجي و گرماي تيرماه نيز مزيد بر خستگي ات خواهد شد و بي تحركي و يكجا ماندن و زول زدن به دنياي ماشيني و شهري نفس كشيدنت هم به سختي باشد و غير قابل تحمل و صداي كولرهاي گازي نيز سوهان بر اعصابت مي كشد ديگر درنگ جايز نيست. بايد از دلت بخواهي كه خودش راهش را انتخاب كند.
حالا كه اون هم هواي كوهستان را مي كند فرصت را ازش نگير؛ شايد آرامش پايان روزهاي كاري هفته براي يك روز هم كه شده دوباره به اعصابت برگردد.
دلمان تنگ شده بود براي كوهستان .اين بار براي كوهستان با صفاي گنو.
بچه ها عادت كرده اند هر بار كه براي تفريحات مجردي برنامه ريزي مي كنيم كله سحر بيدار ميشوند و هركدام هم كه خوابش برد صداي زنگ تلفن خيال ادامه خواب خوش را از او خواهد گرفت.
مسئوليت كارهاي تداركاتي را كوروش قبول كرده؛ طفلكي دوست دارد همه كارها رو خودش انجام بده. البته بچه هاهم تنهاش نميذارن هركدوم به نوبه خود همكاري مي كنند. بچه هاي گروه كه هميشه با هم پايه هستند معمولا" 4 نفره هستيم( كوروش.حسين . علي و خودم). كه بيشتر اوقات 1 نفرهم بصورت ميهمان با خودمون همراه ميبريم كه معمولا" ثابت نيست و هر سري يكي از دوستان كه وقت آزاد داشته باشه با هماهنگي قبلي به گروه اضافه ميشه.
بچه ها دلشون لق زده واسه كباب هاي آبدار كه هميشه كوروش جان زحمت آماده كردن اونو مي كشه.به قول خودش كباب لاري. جاتون خالي. خوش گذشت.
اين هم يه جور ديگه
روستاي زيارت پاكوه در محدوده دهستان سياهو از توابع بخش مركزي بندرعباس قرارگرفته است.اين روستا كه در سالهاي گذشته روستايي سرسبز با باغات مركبات ميوه نارنگي؛ پرتغال ؛ انبه؛ ليموترش و نخلهاي سربه فلك كشيده براي خودارزشي داشت امروزه به دليل كمبود نزولات آسماني و كم شدن آب چشمه هاي آن از رنگ و روي افتاده ودر حال حاضر به اين روز افتاده است.
كوه هماگ از رشته كوههای زاگرس جنوبی از بلندترین ارتفاعات استان هرمزگان با قله تشگر به ارتفاع 3267 متر از سطح دریاست كه جزو مناطق دیدنی هرمزگان بشمار می آید.
